نهصد و چهل و نه

خرید بک لینک
بابای فرزین میرقصه با یه کیک تولد بزرگ که دیسشو با احتیاط با دو تا دستاش نگه داشته بالاخره تولد پسرشه منتها روی مزارش . میشه مگه چشمایی که این لحظه ها رو دیدن اشکی نشن ؟ میشه مگه قلب آدم فشرده و خورد نشه ؟ میشه مگه سالم موند تو این فضای کثافت ؟ حتی بارونی هم که میباره کثافته . ...

ما را در سایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 22:00

صفحه بندی